منهاج سراج

323

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

تور و سلم ، برادر خود ايرج را كه بر تخت ايران بود بغدر كشتند و شاه افريدون را بدان سبب دل نگرانى و تفرقه ظاهر شد ، بانتقام بسطام نرسيد . چون بسطام فرصت يافت ، روى بعمارت جبال و اطراف غور آورد ، معتمدان به خدمت شاه افريدون فرستاد و صلح طلبيد ، و افريدون اجابت كرد ، بسطام چون امان يافت ، اتباع و اشياع و قبايل عرب ، كه متصلان ضحاك بودند ، از اطراف روى بجبال غور نهادند ، و دران مملكت سكونت ساختند ، و عدد آن قبايل بسيار شد . چون حق تعالى خواسته بود كه از ان اصل ، پادشاهان ديندار و ملوك كامگار در رسند ، بران قبايل بركت كرد تا عهد اسلام دريافتند ، و از معدن صلب ايشان جواهر سلطنت در سلك جهاندارى انتظام يافت ، و هزار و اند [ ( 1 ) ] ، منبر و محراب بعوض بتكدهاء قديم وضع شد ، و شعار اسلام تا نهايت بلاد هندوستان كه بدرياى چين متصل است ، ظاهر گشت . رحمهم اللّه عليهم ( اجمعين ) . و اين سلاطين را بندگان رسيدند : كه هر يك در بسيط جهان بساط عدل ( به ) گستردند و قصور احسان و بذل مرفوع كردند ، والى يومنا هذا وارث ( آن سلطنت ) و قايم بامور آن مملكت ، در صدف بختيارى سلطان معظم ناصر الدنيا و الدين ابو المظفر محمود بن السلطان ( قسيم أمير المؤمنين ) خلد اللّه ملكه و سلطانه است ، كه در پادشاهى مخلد باد . و سلاطين دودمان شنسبانى را بر چهار طبقه نهاده‌اند : اول اين طبقه كه ذكر آن تحرير مىيابد [ ( 2 ) ] و دار الملك اين سلاطين حضرت فيروز كوه بود ، دوم طبقهء سلاطين باميان كه شعبه‌يى بودند ازين دوحهء شاهى ، و سيوم طبقهء سلاطين غزنى [ ( 3 ) ] كه دار الملك سلطان ( معز الدين ) محمد سام غازى بود ، و بندگان خاص او كه ( بعد ازو ) بتخت نشستند . و چهارم طبقهء سلاطين هندوستان كه ارث [ ( 4 ) ] آن مملكت و خلافت آن دولت بديشان رسيد ، و از ان دودهء شنسبى بمسند جهانبانى نصب شدند . رحم اللّه [ ( 5 ) ] الماضين و خلد دولة الباقين منهم الى يوم الدين [ ( 6 ) ] . و آن قدر كه معلوم شد از تواريخ آن دودمان در قلم آمد ، اگر چه ترتيب آن پروانه بود [ ( 7 ) ] .

--> [ ( 1 ) ] مط : و اند هزار [ ( 2 ) ] مط : مىآيد [ ( 3 ) ] مط : غزنين [ ( 4 ) ] اصل : وارث . مط : ارث [ ( 5 ) ] مط : طاب مرقد العاضين الخ . . . [ ( 6 ) ] مط : القيامه [ ( 7 ) ] مط : ترتيب آن برولا نبود و اللّه اعلم .